مثل باقی سنتهایمان كه بیشترشان زیر بار سنگین این همه نو شدن و بهروزشدن تاب نیاوردهاند، اینروزها از آیینهای قدیمی و خاطره برانگیز رمضان هم چندان خبری نیست.
خودمان را به این دلخوش میكنیم كه كارهای مهمتری داریم و فرصت نمیشود به یاد خودمان بیاوریم روزی روزگاری كمی آن سوتر یا اینسوتر رمضان ماهی بود پر از شور و رنگ و صدا.
حالا از همه سنتهاي رمضان، گاهي اوقات تنها ربنای استاد را تجربه میكنیم؛ تازه اگر همان را هم در این ترافیك دم افطار فراموش نكنیم از رادیو خودرویی كه در آن نشستهایم بشنویم.
در این ماه، شهر انگار از نو زنده میشود و این ربطی به ما ندارد كه حواسمان به این زندهشدن هست یا نه. این زندهشدن خودش را بهما میقبولاند؛ از همان نزديك غروب تا خود سحر رنگ دارد و نور.
این است كه تعجب نمیكنیم اگر سالها پیش طبل و دهل، این دو ندادهنده وقت افطار و وقت امساك، جزیی از رنگوبوی زنده زندگيمان بوده باشد؛ در آن روزها و شبهای بیرادیو و بیتلویزیون كه وقت شرعی را نمیشد از این دو همدم سرد و بیروح شنید.
هرچند دارد یادمان میرود، روزهای نقارهزدن و بلندبلند روی پشتبام خانهها و مسجدها مناجات خواندن. با این حال این روزها چیزی از آن نقارهها و مناجاتها یادمان نیست؛ چه رسد به اینكه مسجد محلهمان را برای استقبال از این مهمانی بازسازی كنیم یا دستكم گردوخاكهایش را بگیریم.
اما حسمان زیر بار این توجیهها نمیرود و چیز دیگری میگوید. دستكم می توانیم حرف بزنیم از آن همه ولولهای كه در ماه رمضان میافتاد ،وهرچند هنوز هم میتوان سراغ گرفت جاهایی كه میشود رمضان را بو كرد و نفس كشید و مزمزه كرد.خبر نگار ما آداب و رسوم شهرستان مه ولات را در اين ماه عزيز با تني چند از جوانهاي قديمي كه نقد جواني را به موي سفيد معاوضه كرده اند به گفتگو نشسته است.
استقبال از ماه رمضان و روئيت هلال ماه
بسیاری ازمه ولاتي ها مقیدند كه به پیشواز رمضان بروند.از همان شبی كه قرار بود ماهتاب حلول ایام مبارك، آسمان شهر را روشن كند و خانوادهها فوج فوج راهي پشتبام میشدند تا هلال آغاز ماه رمضان را با چشم خودشان ببینند،
آن روزها انگار كه دوباره نوروز آمده باشد، زنها به جارو پاروی خانه میپرداختند و مردها، غبار از حصار و حصیر مساجد برمیگرفتند. پارچههای نو از صندوقچهها بیرون میآمد و آدمها در عزیزداشت ماه خدا، جامه تازه به تن میكردند. روزهداری مومنین مه ولات معمولا همزمان باآخرین روز ماه شعبانالمكرم و برخی مواقع نیز یك هفته قبل از آغاز ماه رمضان، تحت عنوان "روزه پیشباز يا پيشواز" آغاز میشود و عیدسعید فطر خاتمه مییابد. و بطور عام روز آخر ماه شعبان را همه به قصد قربت روزه مي گيرند و به پيشواز ماه رمضان مي روند
طبل سحري
خیلی جلوترها كه اثری از ساعت كوكی و تنظیم زنگ موبایل و .... نبود، مه ولاتي هاي حاجت دار یك طبل يا يك پیت حلبی دور گردنشان میانداختند و با كوفتن چوب به آن، اهالی را برای سحری بیدار میكردند.معمولا طبل نوازي ها به فاصله زماني خاصي انجام مي شد به گونه اي كه طبل اول دو ساعت به اذان صبح وطبل دوم، يك ساعت به اذان را اعلام مي كرد. و بعضي نيز از نقاره ها و شيپور هايي كه در مراسم شبيه خواني و تعزيه خواني استفاده مي شد در سحر ها استفاده مي كردند.
وقتي مردم ساعت نداشتند از روي ستاره ها وقت را تشخيص مي دادند .و در اوايل كه ساعت مد شده بود زمانها بر اساس غروب آفتاب تنظيم مي شد و به اصطلاح ساعت ها غروب كوك بودندو ساعات شرعي بر اساس طلوع و غروب آفتاب تشخيص داده مي شد.
آواز خوش سحرخوانی(شو خٌني يا شب خواني)
سحرخواني يا مناجات سحري كه در مه ولات به آن شبخواني(يا شو خني) هم ميگويند، از رسمهایی است كه تقريبا در همه جاي ايران به شيوههاي مختلف اجرا ميشده است. در مه ولات، از خیلی سال پیش سحرخوانی و رمضانخوانی رواج داشته است. این آیین كه در ماه مبارك و در ساعات پایانی منتهی به اذان صبح برگزار میشد، مخصوص ریشسفیدها و معتمدین شهر بود كه ترانههای عامیانه را با صدای رسا و آواز خوش قرائت میكردند. بدين گونه كه يك يا چند نفر از سحرخوانان بر بالاي بام خانهها يا گلدستههاي مسجد ميرفتند و ساعتي به اذان مانده با صداي خوش و رساي خود شروع به خواندن مناجاتنامههاي ويژه رمضان ميكردند.
در رمضانخوانی هم سرودهها غالبا محتوای مشابهی داشت،كه مي توان به نمونه هايي از اين اشعار اشاره كرد.
طلوع صبح خندان است برخيز همه عالم گلستان است برخيز
تو در خواب و رفيقانت رفتند ره دور و بيابان است برخيز
صبح است خدايا به تو مي گويم راز اي خالق ذوالجلال ،اي بنده نواز
هر كس كه به درگاه تو آيد به نياز نوميد زدرگاه تو كي گردد باز
اي آنكه به ملك خويش پاينده توئي از ظلمت شب صبح نماينده توئي
در هاي اميد بر رخ ما بسته شده بگشاي خدايا كه گشاينده توئي
مراسم مذهبي
درطول ماه رمضان مساجد، اماكن مقدس و نمازخانههای این استان مملو از جماعت روزهداری میشود كهبا انگیزهی تكمیل عبادت و كسب فیض بیشتر، نمازهای یومیه را بهجماعت اقامه میكنند.
فعالیتهای دینی و مذهبی در این ماه در شهرها و روستاهای مه ولات بهاوج خود میرسد و كلاسهای ویژه قرایت، تفسیر و تعلیم قرآن، بهطور گسترده در اماكن مقدسه و منازل مردم برگزار میشود. شبهای احیا هم در مه ولات حال و هوای عجیبی دارد و مساجد مملو از جوانان میشود
روزه داري كودكان(روزه كله چقوكي)
بهاعتقاد مردم مه ولات ، در ماه مبارك رمضان اعضای بالغ خانوادهها از ثواب روزههای كلهگنجشكی كودكان و افراد نابالغ برخوردار میشوند و بههمین خاطر و به منظور آماده نمودن فرزندانشان براي انجام فرائض و دستورات اسلامي، والدین كودكان خودرا بهگرفتن روزهی نصفهروز ترغیب میكنند و گاهي درقبال پرداخت وجهی، روزهی (كله چقوكي)يا روزه كلهگنجشكی آنان را میخرند.
غذاي ماه رمضان
در گذشته اوضاع اقتصادي مانند امروز نبود غذاي اكثر مردم در افطار هاي ماه رمضان انواع اشكنه و غذاهاي ساده بود و فقط در سحر ها و انهم نه بطور مداوم ابگوشت بود كه در هركاره هاي سنگي و يا ديگچه هاي مسي در زير آتش پخته مي شد كه هنوز عطر وطعم آبگوشت با گوشت تازه و با شعله آتش را نمي توان از ياد برد.
جشن 27 رمضان
برپایی جشن و شادی در شب بیست و هفتم ماه رمضان (شب قتل ابن ملجم مرادی) تا هنگام سحر، و خوردن كلهپاچه یا به اصطلاح محلی(سر سقط) در افطار و سحری در این شب نیز جزیی از باورهای مردم مه ولات را تشكیل میدهد. رسم بر این بود كه شب 27ماه مبارك را شب مرگ ابنملجم مرادی، قاتل امیرالمومنین(ع) بدانند و در آن شادی كنند. در این شب مردم عمدتا كلهپاچه تناول میكردند. و هنوز هم در بعضي خانواده ها اين سنت پا بر جاست.
